A single rose can be my garden
A single friend, my world

۱۳۸۸-۱۱-۱۹

آدم ها






جلسه این هفته دو غایب بزرگ داشت سعیده و فرشته به دلایلی نبودن.اما این جلسه با حضور محمد هوفر و من (علی) برگزار شد.اولش محمد متنی رو خوند که همین پایین خودش پستش کرده.بعدش محمد یک متن دیگه از وبلاگ خودش خوند که باعث شد که 
هوفر یک بحثی راه بندازه که به طور اخرش به این ختم شد که تعریفمون از لذت و راحتی چیه..این البته سوالی بود که محمد داشت و هر کدوم تلاش کردیم که جوابی به این سوال بدیم... و خب همین...بعدش هوفر مثل همیشه زودتر رفت و محمد هم رفت که به یک تولد برسه.... و اینک :
مطلبی که محمد از یک وبلاگ خوند:




که چه بعضی آدم‌ها


می‌شوند غنيمت‌های زندگی


آدمای اين روزهام بيشترشون رفقای قديمی‌‌ان. آدمايی که با هر کدوم‌شون هفت هشت سال هيستوری داريم. آدمايی که يه زمانی رفيق بودن، يه مدتی عاشق شدن، عاشق‌شون شدم، يه مدت کار کرد، يه مدت ديگه کار نکرد، يه مدت رفتيم پی کارمون، بعد برگشتيم گفتيم آقا هر چی بوده گذشته ديگه، رفيق که هستيم که، هوم؟ رفيق بوديم هنوز. رفيق‌ايم. يعنی آقا خب اصن نامرديه که بعد از هر بريک‌آپ عاشقانه، ديگه بخوای به کل آدمه رو بذاری کنار از زندگی‌ت. 


۱ نظر:

اولدوز گفت...

خیلی متن جالبی بود... خوشحالم که چند تا از این غنیمت های زندگی رو دارم