سلام
جلسه امروزمون هم کلی خوب بود فقط سعیده رو کم داشت که هرچند خودشو رسوند ولی صداش مشکل داشت.
دو تا لینک می ذارم که مربوط به متن هایی که امروز ازشون براتون خوندم:
این هم شعری از شاملو که امروز خوندمش:
چه بی تابانه می خواهم ات ای دوری ات ازمون تلخ زنده بگوری
چه بی تابانه تو را طلب می کنم
بر پشت سمندی
گویی نو زین
که قرارش نیست
و فاصله
تجربه یی بی هوده است
بوی پیرهن ات
این جا و اکنون
کوه ها در فاصله سردند
دست
در کوچه وبستر
حضور دست تو را می جوید
و به راه اندیشیدن
یاس را رج می زند
بی نجوای انگشتان ات
فقط
و جهان از هر سلامی خالی ست
این شعر زیبا رو هم براتون خوندم ولی نمی دونم از کیه
علی هم گفت که گویا از شاملو نیست:
از همه سو
از چار جانب
از ان سو که به ظاهر مه صبح گاه را ماند سبک خیز و دم دمی
و حتا از ان سوی دیگر که هیچ نیست
نه له له تشنه کامی صحرا
نه درخت و نه پرده ی وهمی از لعنت خدایان
از چار جانب
راه گریز بسته است
در ضمن یه شعری هم خوندم که باز نویسنده ای براش نمی شناسم
ولی قول دادم به فرشته که حتما بذارمش اینجا
اسمش بود سوره نو:
من مفعول با واسطه ام
مشتقی از XوYدر لحظه ارگاسم
تابعی همانی
روی سطح بازیگوش اب
درخت شکل دیگر من است
وقتی سبز می شوم
وبرف
ترجمه ی کم کم من است
وقتی که سرد می شوم وسپید
تفاوت من باتو
در بهم ریختگی واژه هاست
و سرانجام
و در پایان باید بگم که
بعضی وقتا که حوصله غذا درست کردن ندارم
نیمرو درست می کنم
به شیوه جدید :)
به تخم مرغ ها پاپریکا و اورگانو و نمک و فلفل می زنم
کامل همش می زنم
پن رو با روغن داغ می کنم و می ریزم توش
یه لایه نازک می شه که خیلی زود همش می گیره و کلی خوشمزه می شه :)
این بود از تجربیات یه آشپز آماتور :دی
۳ نظر:
من شعر آخر رو نفهميدم..باز مي خونم... و طبق معمول گشنمه و دلم نيمرو خواست
مرسی محمد. دستور غذاییت هم خیلی خوب بود. به درد دیگر دوستان میخوره :دی
BE EGG HA CHI MIZANI?
ارسال یک نظر