A single rose can be my garden
A single friend, my world

۱۳۸۸-۱۲-۲۱

اسفند من

می دونین که این دفعه آخری صدای من و علی ضبط نشد و حرفای ما رفت جزو فرکانس هایی که سرگردان توی دنیا می چرخن...
دارم کامینگ بک تو لایف پینک فلوید گوش میدم
آره هفته پیش کلی حرف زدیم و اونقدر که من الان یادم نمیاد چی خوندم
جز اون شعر از مولانا که دوبار خوندمش
من از چی گفتم؟
از رفتن هامون
که هیچ کدوممون توی مقاطع مختلف هیچ ذهنیتی از آینده چند ماهه خودمون نداشتیم
و اینکه چه قدر اتفاق افتاد توی این یه سال
اونقدر زیاد که وقتی برمی گردم بهشون فک می کنم
یه حس ترس مرموزی وجودمو می گیره
می گیره که اگه سال دیگه هم همینقدر اتفاق های زیاد بیفته چی؟
یعنی دیگه چه اتفاق هایی برای افتادن هست که ما باید چشمامون براش باز باشه؟
چند شب پیش با یه دوستی که امیدوارم دوستی و آشنایی مون بیشتر شه گپ می زدیم
از تغییر هایی می گفت که آدمو و دوستاشو برای هم غریبه می کنه
اما من با اقتدار گفتم که اونقدر با دوستام در ارتباطم که همچین اتفاقی نخواهد افتاد
و این غریبگی که معنا نداره هیچ
کلی به دیدن مداومشون در آینده هم امیدوارم
اون تجربه اش بیشتر از منه
اما
من اطمینانم بیشتر از اون
خلاصه امسال رو به پایانه
و من میخوام سالی رو شروع کنم پر از تغییر
و دوست دارم تا سال دیگه این موقع کلی اتفاق خوب افتاده باشه
اتفاقایی که توی ذهنم خیلی هاش مرور میشه
و امیدوارم اینقدر خوب پیش بتونم برم که همشون رو برای سال ۹۰ داشته باشم
و ۲۵ سال رو بگذرونم و ۲۵ سال دیگه ای آغاز کنم با پشتوانه هایی خیلی قوی
جالبه برام که سال پیش هم تحویل سال رو ایران نبودم
امسال هم این تغییر فصل از اسفند زیبا به فروردین با شکوه توی ایران رو نمی بینم
اما شماهایی که هستین ببینین
و از تک تک لحظه هاش با تک تک سلول هاتون لذت ببرین
برین پارک همیشگی مون
نفس بکشین یاد تمام بودن هامونو
و آرزو کنین که همیشه باهم باشیم
و همیشه با هم بخندیم
سلول کوچک خوشبختی هستیم ما
که همیشه و هر روز باید خوشبخت باشیم

اون شعری که خوندم رو نمی تونم اینجا بذارم چون سخته و فعلا وقته تایپشو ندارم پس لینکشو میذارم

http://mowlavi.recent.ir/default.aspx?item=12968

۱ نظر:

سعيده گفت...

اين روزا تعريف خوشبختي برام يكم پيچيده شده .. " كه هميشه و هر روز بايد خوشبخت باشيم" اما اين جملت خيلي خوب انر‍ژيتو موقع نوشتنش انتقال ميده..
شاد باشي و در راه