من سال نو را با یک قول آغاز کردم قولی که در این سال جدید و برای همه سال های که از پی هم می ایند اگر باشم حفظ خواهم کرد
من هیچ ماهی قرمزی را اسیر نخواهم کرد برای دل خوشی های خودم.
ماهی قرمز اما فقط نماد است..من هیچ موجودی را اسیر ارامش خودم نخواهم کرد و هیچ انسانی را گرفتار خودم نخواهم کرد.و من هیچ انسانی را دچار خود نخواهم کرد. به قول سهراب؛ می دانی که؟
بیشتر درس می خوانم و بیشتر تفریح می کنم
تلاش می کنم که باز هم همان کسی باشم که هیچ وقت نمی توانست ارام جایی بنشیند و ارام بگیرد
قول می دهم در زندگی ام کسی نباشد که با او حرف نزم و میان ما فقط سکوت باشد که همه چیز بی ارزش تر از از دست دادن یک دوست است.
مهربان تر خواهم بود بی شک و
قول می دهم در این سال جدید حتما بروم پیش فرشته در ژانویه تحت هر شرایطی ان هم پاریس که دیگر نمی توانم ندین پاریس را نحمل کنم.
تا می توانم دوست جدید پیدا کنم
تا می توانم تنهایی های بهتری خواهم داشت
تا می توانم کمتر از دست هوفر عصبانی شوم
شاید هم عاشق شدم خدا را چه دیدی
تابستان حتما یک بار به اصفهان می روم از ان سفر های یک روزه که سراسر پیاده روی است تا از پا بیفتم و خسته و شاد برگردم خانه
شاید امسال تنها کوه بروم.
من سخت ترین و سرد ترین زمستان زندگی ام را گذراندم و الان خورشید نمی دانی چه معجزه ای به راه انداخته است پس هیچ وقت شب هر چقدر هم سرد و طولانی مرا از امدن سپیده ناامید نخواهد کرد
شعر بیشتر خواهم خواند بیشتر خواهم سرود
دیگر هرگز به خورشید دشنام نخواهم داد
من متولد بهارم و خرداد از بهار بیشتر لذت خواهم برد
من متولد بهارم از دیگر فصل ها بیشتر لذت خواهم برد
تمام تلاشم را می کنم که اتاقم را زود تر تمیز کنم
نظرات دیگران را بیشتر بشنوم و کمتر اهمیت دهم