اغلب بهترین قسمتهای زندگی اوقاتی بوده اند که هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای و درباره ی زندگی فکر کرده ای.
منظورم این است که مثلاً میفهمی که همه چیز بیمعناست، بعد به این نتیجه میرسی که خیلی هم نمیتواند بی معنا باشد، چون تو میدانی که بی معناست و همین آگاهی تو از بی معنا بودن تقریباً معنایی به آن میدهد.
میدانی منظورم چیست؟ بدبینی خوش بینانه.
چارلز بوکفسکی، عامه پسندصبح تو بخیر که ساعت حرکت قطار را به من
غلط گفتی که من بتوانم یک روز دیگر در کنار تو باشم!
احمد رضا احمدی / ساعت 10 صبح بود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر